عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
301
منازل السائرين ( فارسى )
شخص فروتن و خوار و ترسان . بايد خاشعانه از خدا طلب حاجت كنى : أن تسامحنى و ترحمنى و تجعلنى بقسمك راضيا قانعا . « 1 » كه بر من آسانگيرى و رحم نمايى و مرا بر آنچه نصيب من كردهاى راضى و قانع قرار بده . پس شرط اول در تواضع به حق ، اين است كه انسان ذخائر معنوى و كارهاى خير خود را نبيند و بگويد : تو به من وجود دادى ، فرصت زندگى دارى و اگر طاعت و عبادتى كردم توفيقش را تو عطا كردهاى . جزء دوم ؛ هنگامى مصاحبت حقى براى خودت نبينى . اگر هم عبادتى به جاى آوردهاى در نظر نياورى . تمام كارهاى نيك و عبادات و بندگى خود را به لطف و توفيق الهى نسبت دهى و فراموش كنى تا پسانداز مخفى تو باشند و موجب افزايش ثواب و افزونى كارهاى خيرت شوند . جزء سوم ؛ وقتى در مقام مشاهدهء حق قرار مىگيرى ، رسم و نام و نشان خود را نبينى . حتى اگر از مشاهده خارج مىشوى باز هم نبايد خود را ببينى و هرچه سالك در كوى يار بىنام و نشانتر برود ، در عالم حقيقى و معنوى نام و نشان بيشترى به او مىبخشند . به قول فيض كاشانى : تا نگذرد ز نام سزاوار نام نيست * تا معترف به نقص نباشد تمام نيست اما راحل در شأن بسيجيان فرمود : « در گمنامى نام و نشان گرفتهاند . » و يا فرمودند : طوطى صفتى و لاف عرفان بزنى * اى مور دم از تخت سليمان بزنى ؟ سالك بايد تمام رسم و رسومات و عناوين را از خود دور كند . به قول خواجه بزرگوار : « الرسم كله ظلمة » تمام رسم و رسومات و عناوين ، ظلمت است و جز غرور و نخوت حاصلى ندارد . اگر فريفتهء جاه و مقام و عناوين دنيوى شويم كار را براى شيطان كه هركسى را به تناسب موقعيتش فريب مىدهد ، آسان كرديم . مانند حكايت حضرت يحيى عليه السّلام با شيطان كه حضرت از شيطان مىپرسد : آيا شده است كه مرا نيز فريب دهى ؟ شيطان پاسخ
--> ( 1 ) . دعاى كميل .